ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
936
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
بينيم كه عالم وجود در نزد آدم كر عبارت از محسوسات چهارگانه و معقولات است و نوع شنيدنيها در نزد او به كلى از عالم وجود ساقط شده است . همچنين در نزد كور نيز نوع ديدنيها از عالم وجود زايل ميگردد و اگر در اين باره افراد كور زير تقليد از پدر و مادر و بزرگان و عموم مردم همعصر خويش قرار نميگرفتند بهيچرو باطلاعات مربوط بديدنيها در عالم هستى اقرار نميكردند . ليكن آنان در اثبات اين گونه مطالب از عامهء مردم پيروى ميكنند نه بر مقتضاى فطرت و طبيعت ادراك خويش . و اگر حيوان بىزبان بسخن ميآمد و از او دربارهء معقولات سؤال ميشد حتما ميديديم كه نوع معقولات را در عالم هستى انكار مىكند و اين گونه چيزها يكسره در نزد او وجود ندارد . و چون به اين نكته پى برديم ميتوانيم بگوييم كه شايد در اين جهان نوعى از ادراكات وجود دارد كه مغاير مدركات ما است ، زيرا ادراكات ما مخلوق و محدث است و آفرينش خدا از آفرينش مردم بزرگتر مىباشد و حصر آن نامعلوم است و دايرهء عالم وجود از آنچه ما در مىيابيم پهناورتر است و خدا از ماوراى ايشان احاطه كننده است [ 1 ] . بنابر اين دربارهء حصر نسبت به صحت ادراك و مدركات خويش مشكوك باش . و در اعتقاد و عمل خويش از آنچه شارع به تو دستور داده است پيروى كن چه شارع بخوشبختى تو شيفتهتر و بسودهاى تو داناتر است ، زيرا او از مرحلهايست كه ما فوق ادراكات تست و دايرهء آن از دايرهء خرد تو وسيعتر است و چنين طريقهاى مايهء نكوهش خرد و ادراكات آن نخواهد بود ، بلكه خرد ميزان صحيحى است و احكام آن يقينى است . و دروغ بدانها راه نمىيابد اما با همهء اين نبايد طمع ببندى كه امور توحيد و آن جهان و حقيقت نبوت و حقايق صفات خدائى و هر آنچه را كه در مرحلهاى فراتر از خرد تو است بدان بسنجى زيرا چنين طمعى از محالات خواهد بود .
--> [ 1 - ) ] وَ الله من وَرائِهِمْ مُحِيطٌ 85 : 20 . سورهء البروج ( 85 ) آيهء 20